
From Iran, A Message of Hope on International Women’s Day by Narges Mohammadi
TIME MAGAZINE : Women’s Struggle and the Horizons Ahead: Resistance, Solidarity, and Change
Narges Mohammadi’s Opinion Piece for 8th of March 2025
The scale and intensity of the “Woman, Life, Freedom” protests in Iran were initially astonishing. The protests, which began in 2022 and ran into the following January, offered a new perspective on Iranian society. Why, in a country where where economic crises abound—and were the basis of large demonstrations in 2017 and 2018, did women’s protests gain the solidarity and support of broad segments of society?
The answer sheds light on lesser-heard narratives about contemporary Iran.
The 2022 protests initially erupted in response to the systematic repression of women through compulsory hijab, laws enforcing a conservative Islamic dress code. However, over time, they brought deeper societal issues to the surface and, at their peak, he protests fostered a unique sense of solidarity across the country, with diverse voices heard from Kurdistan and Baluchistan to Tehran and including social, civil society, and political groups.
As a result, the struggle against gender oppression became intertwined with the struggles of marginalized ethnic groups, labor unions, and civil organizations. This suggests that Iran is experiencing interwoven waves of protests, each more intense than the last.
The 2022 protests demonstrated that women, alongside other oppressed and disadvantaged groups, are at the heart of these movements. They will play a central role in shaping the future of Iranian society. Even today, a significant number of Iran’s political prisoners are women and three women—Pakhshan Azizi, Varisha Moradi, and Sharifeh Mohammadi—have been sentenced to execution.
Despite producing severe repression by state forces, the 2022 protests have also yielded positive results. After the Iranian government spent months drafting a new “Chastity and Hijab” bill, it ultimately withdrew from enforcing it, fearing renewed protests. At the same time, despite the coercive efforts of the government, women have successfully imposed their demand for the right to choose their own dress code. The resistance against compulsory hijab has even drawn in men, who not only refuse to align with the government’s policies but also oppose the repression of women protesters.
So the women’s struggle has not only forced the Islamic Republic to retreat, but also created cracks in the patriarchal structures of Iranian society. Violence against women continues, often enforced by husbands or male family members. But it is undeniable that the fight for gender equality has challenged traditional concepts such as “honor” and “family dignity.”
Decades ago, most women who advocated for gender equality or freedom of dress felt compelled to demonstrate their loyalty to traditional values. Today, they no longer feel the need to pledge allegiance to religious and cultural norms. Women’s activism has disrupted the traditional patriarchal family structure, diminished the influence of certain Islamic laws, and weakened religious and traditional values. By demanding their rights, women have played a crucial role in Iran’s secularization and democratic aspirations.
The roots of resistance by Iranian women date back to the late 19th and early 20th centuries, particularly during the Constitutional Revolution. After the 1979 Islamic Revolution, the status women’s worsened both in the private and public spheres. Almost immediately after the establishment of the Islamic Republic, women faced calls for compulsory hijab. But tens of thousands marched on March 8, 1979, International Women’s Day, chanting, “In the dawn of freedom, there is an absence of freedom,” and forced the government to back down.
At that time, secular women’s groups began organizing. But in the chaos of the post-revolution period and, especially, the outbreak of the Iran-Iraq War, these groups were repressed. Not did enforcement of compulsory hijab go forward, but the regime’s anti-women laws also became institutionalized. Coupled with the eight-year war, the state suppression temporarily silenced the women’s movement. But resistance continued in different forms.
The sociologist Asef Bayat has documented LINK the impact of everyday resistance against the Islamic Republic’s repression, gradually challenging both the clerical establishment and traditional patriarchal beliefs. Because a significant portion of the violence against women stems from the ideological foundations of the Iranian regime. the women’s movement has directly confronted the dominant ideology of the government and its religious laws.
In this context, it becomes clear that the leadership of women in the 2022 protests was neither sudden nor spontaneous. Rather, they were rooted in a long history of organizing in the public sphere and resisting oppression in everyday life.
My sisters, women’s rights activists, and feminists across the globe, the time has come for us to unite and criminalize gender apartheid as a crime against humanity. Our strength lies in solidarity, in sisterhood, and in standing together to realize women’s rights.
Not long ago I had an inspiring conversation via TIME Magazine with Margaret Atwood about gender apartheid and the similarities between what we face today and the dystopian world of her historic novel The Handmaid’s Tale, which I read in prison. What has been happening in Iran is a reminder of resilience of women in the face of oppression. Listen to the experience of women in Iran and Afghanistan—help us fight with gender apartheid by amplifying this fight.
As March 8 approaches, let’s join hands and stand together for a world free from violence against women and gender apartheid. Let’s fight for equality, democracy, and freedom. Let’s remember that the shared path to “Woman, Life, Freedom”—Jin, Jiyan, Azadî—knows no borders.
Narges Mohammadi
Tehran – Iran
Originally written on March 1, 2025 for March 8th
مقاله تحلیلی نرگس محمدی برای مجله تایم به مناسبت ۸ مارس ۲۰۲۵
مبارزه زنان و افقهای پیشِ روی جامعه ایران
وضعیت آشفته اقتصادی در ایران، به خصوص از ابتدای دهه نود شمسی به اینسو، منجر به چند موج بزرگ اعتراضی شده که مهمترین آنها را میتوان در دی 1396 و آبان 1398 مشاهده کرد. به جز این دو مورد، ما در طول این سالها با انواع و اقسام اعتراضات اقشار و گروه های مردمی مواجه بودهایم که در بسیاری از موارد با سرکوب شدید حکومت روبرو شدهاند. در بستر پرتلاطم جامعه ایران، که امروز از نظر بحران اقتصادی و اجتماعی ابعاد وخیمتری هم پیدا کرده میتوان هر لحظه انتظار موج تازهای از اعتراضات را داشت اما در چنین وضعیتی آخرین اعتراضات گسترده جامعه ایران حول مسئله زنان و با محوریت و عاملیت آنها رقم خورد.
گستره و شدت اعتراضات 1401 در وهله اول شگفتیآور بود. از زمان شکلگیری این اعتراضات تا همین امروز، درباره معناهای نهفته در متن این اعتراضات و آثار و تبعات برآمده از آن، بحثهای متعددی شکل گرفته و به نظر میرسد که این اعتراضات با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی» تصویری از جامعه ایران به دست داده که تا پیش از این کمتر مورد توجه بوده است. پاسخ به این پرسش که چرا در ایرانِ کنونی، که با انواع و اقسام بحرانهای اقتصادی روبرو است، اعتراضات زنان همدلی و همراهی بخشهای گستردهای از جامعه را به دست آورده میتواند به روایتهای کمتر شنیده شدهای از ایرانِ امروز منجر شود.
اعتراضات 1401 در آغاز با اعتراض به سرکوب گسترده زنان به دلیل حجاب اجباری شکل گرفت اما به مرور مسایل دیگری را هم از عمق جامعه به سطح آورد. این اعتراضات در نقطه اوجش با شکلی از همدلی و همبستگی در سراسر کشور همراه بود به این معنا که دستکم در یک برهه صدای متکثری از کردستان و بلوچستان تا تهران و گروه های اجتماعی و مدنی و سیاسی شنیده میشد. به این ترتیب مبارزه با ستم جنیستی در ادامه با ستم علیه اقوام و اصناف و گروه های مدنی و اجتماعی سرکوبشده در ایران گره خورد. بر این اساس به نظر میرسد که ما با موجهای درهمتنیدهای از اعتراضات روبرو هستیم که هربار شدیدتر از پیش رخ میدهد. اعتراضات 1401 نشان داد زنان در کنار دیگر گروههای سرکوب شده وفرودست در متن اعتراضات قرار دارند و در ترسیم افقهای پیش روی جامعه نقشی محوری خواهند داشت. همین امروز بخش مهمی از زندانیان سیاسی در ایران را زنان تشکیل میدهند و سه زن با نامهای پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی به اعدام محکوم شدهاند.
اعتراضات 1401 اگرچه همچون اعتراضات پیشین تحت سرکوب شدید بوده اما دستکم در چند مورد نتایج آن مشهود است. حکومت ایران ماهها درگیر تدوین لایحه «عفاف و حجاب» بود اما سرانجام از ابلاغ و اجرای آن پا پس کشید چرا که نگران شعله کشیدن دوباره اعتراضات بود. در سوی دیگر، زنان اگرچه همچنان با سرکوب و فشارهای حکومت روبرو هستند اما خواست خود مبنی بر پوشش اختیاری را به حکومت تحمیل کردهاند. مقاومت و مبارزه زنان علیه حجاب اجباری، مردان را هم متاثر کرده و آنها امروز نه تنها با حکومت همراه نیستند بلکه به سرکوبهای زنان معترضاند.
این موضوع نشان میدهد که مبارزه زنان نه تنها حکومت اسلامی را به عقب رانده بلکه شکافی در باورهای مردسالارانه جامعه نیز به وجود آورده است. سرکوب و خشونت علیه زنان همچنان ادامه دارد و در مواردی توسط شوهران یا مردان خانواده اعمال میشود اما نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت که مبارزه زنان برای دستیابی به آزادی و برابری جنسیتی، مفاهیمی چون ناموس و صیانت از ناموس را حتی برای بخشهای گستردهای از مردان با چالش روبرو کرده است.
در مورد دستاوردهای مبارزه زنان نباید به ورطه اغراق افتاد اما بدیهی است که مقاومت درازدامن زنان در تاریخ معاصر ایران نقشی کانونی در روند سکولاریسم و حرکت به سوی دموکراسی داشته است. در سایه مبارزات زنان، در فرم خانواده مردسالار سنتی گسست ایجاد شده است، بسیاری از قوانین شریعت در قبال زنان فاقد معنا شدهاند و بخشی از ارزشهای دینی و سنتی رنگ باختهاند. تا چند دهه پیش اغلب زنانی که خواستار برابری جنسیتی یا آزادی پوشش بودند در ابتدا میکوشیدند نشان دهند که به ارزشهایی سنتی وفادارند اما آنها امروز خود را ملزم به اعلام وفاداری به ارزشهای مذهبی و سنتی نمیدانند.
ریشههای مقاومت و مبارزه زنان برای دستیابی به آزادی و برابری جنسیتی به واپسین سالهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و به خصوص در جریان انقلاب مشروطه مربوط است. این مبارزه اگرچه همواره در جریان بوده اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی (1979) با فرازونشیبهای زیادی روبرو بوده است. در سالهای پس از انقلاب اسلامی وضعیت زنان چه در عرصه خصوصی و چه در عرصه عمومی وخیمتر شد. زنان در اولین روزهای پس از استقرار حکومت اسلامی با زمزمههای حجاب اجباری روبرو شدند. اما واکنش زنان به تحمیل حجاب اجباری در 8 مارس 1979 موجب شد که حکومت اسلامی موقتا مجبور به عقبنشینی شود. در آن دوره زنان سکولار دست به سازماندهی خود زدند اما در کوران حوادثِ دورانِ بحرانی پس از انقلاب و به خصوص با آغاز جنگ ایران و عراق زنان معترض توسط حکومت سرکوب شدند و نه تنها حجاب اجباری تحمیل شد بلکه قوانین ضدزن حکومت اسلامی نیز تثبیت شد. سرکوب زنان و جنگ هشت ساله، مبارزه زنان برای برابری جنسیتی را موقتا خاموش کرد اما مقاومت زنان در سطحی دیگر ادامه یافت.
آصف بیات، پژوهشگر جامعهشناسی، در مطالعاتش نشان میدهد که زنان ایران در دهههای اخیر در برابر سرکوبهای حکومت اسلامی به مقاومت روزمره و پیشروی آرام دست زدهاند و توانستهاند نهاد روحانیت و باورهای مردسالارانه سنتی و مذهبی را به چالش بکشند. بخشی از خشونتی که به زنان تحمیل میشود ناشی از ایدئولوژی حکومت در ایران است و از اینرو زنان در روند مبارزاتشان به مواجهه با ایدئولوژی غالب حکومت و قوانین شریعت پرداختهاند. بر این اساس میتوان گفت عاملیت زنان در اعتراضات 1401 پدیدهای ناگهانی و خلقالساعه نبوده بلکه ریشه در تاریخی طولانی از سازماندهی در عرصه عمومی و مقاومت در سپهر زندگی روزمره داشته است. تاریخ مبارزه زنان درسهای زیادی برای جامعه ایران دارد که یکی از مهمترین آنها استمرار در مقاومت جمعی و اتکا به خود جامعه برای ایجاد تغییرات بنیادی و انقلابی است.
آنچه بدیهی است نقش تعیین کننده زنان در شکل دولت در آینده پیش رو در ایران و سطح دموکراسی است.
و اما در پایان، سخنی دارم با زنان جهان
خواهرانم، فعالان حقوق زنان و فمینیستهای سراسر جهان، زمان آن رسیده است که متحد شویم و آپارتاید جنسیتی را به عنوان جنایتی علیه بشریت جرمانگاری کنیم. قدرت ما در همبستگی است، در خواهرانگی و ایستادگی کنار هم برای تحقق حقوق زنان.
اخیراً گفتگوی الهامبخشی با مارگارت اتوود درباره آپارتاید جنسیتی و شباهتهای بین آنچه امروز زنان ایران و افغانستان با آن روبرو هستند و دنیای دیستوپیایی رمان تأثیرگذار او «سرگذشت ندیمه» داشتم. آنچه امروزدر ایران میبینیم، یادآور مقاومت و مبارزه زنان در برابر ستم و سرکوب در طی سالیان است. به تجربیات ما زنان در ایران و افغانستان گوش دهید—با بلند کردن صدایتان، با ما در مبارزه با آپارتاید جنسیتی کمک کنید و همراه باشید.
در آستانه هشتم مارس، وقت آن است که دست یکدیگر را بگیریم، در کنار هم برای جهانی عاری از خشونت علیه زنان و آپارتاید جنسیتی بایستیم، و برای برابری، دموکراسی و آزادی مبارزه کنیم. به یاد بیاوریم که راه دشوار تحقق «زن، زندگی، آزادی»—ژن، ژیان، ئازادی—مرزی نمیشناسد و دردی است مشترک.
نرگس محمدی